(ناهیدنامه 0110 – ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۳)
میگوید برای تیم فروش که نیرو جذب میکنی، خانم باشند. بعدِ تجربههای تمام این سالها به این نتیجه رسیدم که خانمها متعهدتر و صادقتر هستند و زیر آبی نمیروند. حتی اگر با ناراحتی مجموعه را ترک کنند، بعدا ارتباط خود را حفظ میکنند.
میگوید از بین تمام مدیران تولیدی که در تمام این سالها داشتم، بهترینش خانم … بوده که بعد از اینجا مدیر چند کارخانه بزرگ شد و حالا دست راست و همه کاره مدیرعامل فلان کارخانه است. میگوید وقتی مدیر تولید اینجا بود، خیالم از بابت کیفیت محصول راحت بود و نباید اینقدر حرص میخوردم.
میگویم از این دنیای سیاه و فضای مردانه خسته هستم. از این آقایان سازمانهای دولتی که به دنبال رشوه هستند؛ از آن آقایی که از ضعف مجموعه استفاده میکند و بابت دریافتِ طلبِ شرکت از سازمانهای دولتی، به اندازه حقوق تمام پرسنل بخش ستاد و اداری، پورسانت میگیرد و البته کلی دروغ به هم میبافد که مشتری پول بِده نیست و او کلی سختی کشیده.
میگویم دیگر مطمئن نیستم که بخواهم در این فضاها کار کنم. به کارآفرینی، مدیریت و فروش بدبین شدهام. از این که درآمد رانت و دروغ و رشوه بالاتر از کارشناسان و متخصصان زحمتکش است؛ از این که پایبندی به اصول و ارزشهایت نقطه منفی حساب شود.
میگویم دلم یک کسب و کار کوچک و جمع و جور زنانه میخواهد؛ کسب و کاری که در آن به جای تمرکز بر مقیاسپذیری محصول، به روابط انسانی تمرکز کنیم. چند تا از این کسب و کارهای با موسس خانم را دیدهام؛ در خانهای قدیمی با کلی گل و گیاه و پنجرههای بزرگ رو به نور؛ اولین بارها با خودم میگفتم عجب، مگر میشود محیط یک کسب و کار اینطوری باشد؟ ولی من حال خوب را در همانها تجربه کردم و مدتی است که شدهاند معیارم برای محیط کار.
این مدت زیاد به تفاوتهای زن و مرد در جامعه و کسب و کار فکر کردم. به کارآفرینان زن و مرد دقت کردم و تفاوت کسب و کارها و اولویتهای آنها. باز هم راجع به آن خواهم نوشت.
📍پینوشت ۱: امروز را در شرکت دوست صمیمیام گذراندم احاطه شده در میان گیاهان و با پنجره باز بزرگی رو به حیاط پر درخت با صدای پرندگان و منظره شاخهها و برگهای درختان. آرامشی که در این فضا و در حضور دوستم با ارزشهای مشابه تجربه کردم، قابل وصف نیست. چنان آرامشی که هرج و مرج ذهنی این چند وقت به یکباره رخت بربست و پاسخها بدون زحمت در ذهنم نشستند.
📍پینوشت ۲: از کارکنان خانم دورو و سمی و اهل حاشیه هم ضربه خوردهام. اما در بررسی کارآفرینان خانم، متوجه یک روح زنانه در کسب و کار شدم که جای خالیاش را در بیشتر کسب و کارها حس میکنم. حس میکنم آن همان نوع نگاهی است که دنیای امروز به آن نیاز دارد.

