(ناهیدنامه 0052 – ۱۵ تیر ۱۴۰۱)
همسرم به دعوت مدیر عامل سابق یک پتروشیمی بزرگ، برای حل یک مشکل در قالب مشاوره و اجرای یک پروژه پژوهشی ورود کرد. در طول اجرای پروژه از کارشکنیهای بعضی از نفرات تیم مهندسی میگفت و این که اگر حمایتهای مدیر عامل نمیبود، اجازه کار را به همسرم نمیدادند.
مدیر عامل به ناگاه برکنار شد و حالا بعد از اتمام انجام پروژهای که هنوز مراحل اداری قراردادش کامل طی نشده، آن نفرات مهندسی قد علم کردهاند و علیرغم نتایج پروژه، اصرار دارند که بخاطر ریسک موجود، بایستی فلان تجهیزات از خارج از کشور خریداری شود.
هزینه خرید تجهیزاتی که در شرایط تحریم به چند برابر قیمت خریداری خواهد شد به کنار، مطرح شده است که چند نفر از پتروشیمی باید برای دیدن دوره، چندین هفته را در کشور اسپانیا بگذرانند. به همسرم فشار وارد کردهاند که تمام نفرات این گزارش و نیاز را امضا کردهاند و تو هم باید تایید کنی.
فارغ از این که این نقطه یکی از نقاط حساس زندگی همسرم است که مرور لیست ارزشهایش در تصمیمگیری اهمیت پیدا میکند، به تلاشم برای ورود به صنعت پتروشیمی در این چند ماه و رفتار دوگانه پتروشیمیها و صنعت نفت و گاز در پرداخت هزینه به شرکتهای ایرانی و خارجی فکر میکنم.
نمیدانم چقدر از این رویکرد حاصل عدم باور به خود است و چقدر از آن ناشی از عملکرد بد و ضعیف شرکتهای ایرانی.

