
عشق و تعالی
(ناهیدنامه 0121 – ۱۹ خرداد ۱۴۰۳) پرده اول: «مامان، مامانی میگه باید وکیل بشم بس که سوال میپرسم و هر چه میگوید، نمیپذیرم.» «پسرم، نسل قبل ما غالبا عادت به تفکر عمیق نداشتند. قرنها حکومت و ترویج کنندگان مذهب خودساخته،…

(ناهیدنامه 0121 – ۱۹ خرداد ۱۴۰۳) پرده اول: «مامان، مامانی میگه باید وکیل بشم بس که سوال میپرسم و هر چه میگوید، نمیپذیرم.» «پسرم، نسل قبل ما غالبا عادت به تفکر عمیق نداشتند. قرنها حکومت و ترویج کنندگان مذهب خودساخته،…

(ناهیدنامه 0116 – ۳ خرداد ۱۴۰۳) «مامان، مگه یک حادثه نبوده، پس چرا میگن شهید؟» ترجیح دادم با سوال باقی بمونه. نمیخواستم پاسخ آمادهای در ذهنش قرار بدم و خودم هم آمادگی پیش بردن درست مسیر گفت و گو را…

(ناهیدنامه 0115 – ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳) «مامان، این درسته که اگر ۳۳ بار سبحان الله ۳۳ بار الحمدلله … بگیم، کل گناهامون پاک میشه؟» گفتم کمی فکر کن. به نظرت منطقی میاد هر کاری دلمون خواست انجام بدیم و بعد…