(ناهیدنامه 0128 – ۱۵ تیر ۱۴۰۳)

می‌گوید این که ایران را با تمام چالش‌هایش برای ماندن انتخاب کردی، این که بین گزینه‌ها، گزینه‌های با چالش بزرگ‌تر تو را به خود می‌خوانند، یعنی ماموریت تو در دل حل همین چالش‌ها قرار دارد.

تو به هر جا می‌روی، به واسطه تفکر انتقادی و تفکر سیستمی، ایرادات را می‌بینی و آن دنیای ایده‌آل را تصور می‌کنی؛ فاصله بین این دو خیلی زیاد است و محیط فعلی و آدم‌ها و ارزش‌ها و باورهای آن‌ها به تو فشار می‌آورند و تو دلزده می‌شوی و به امید فضایی نزدیک به ایده‌آلت رها می‌کنی و به جستجو ادامه می‌دهی؛ در حالی که آن فضای ایده‌آل، اگر هم وجود داشته باشد، چالشی برای تو ندارد و انتخاب تو نخواهد بود.

باید یاد بگیری که دوام بیاوری و با پایبندی و پایداری روی اصول و ارزش‌هایت، و پذیرش آدم‌ها و عشق به آن‌ها، به مرور آن‌ها را با خود همراه و تغییر را ایجاد کنی‌. اگر موفق به این دوام شوی و تاثیر را ببینی، به معنا می‌رسی و می‌فهمی اساسا ماموریت تو همین بوده است. اینجاست که شغل و رسالت دو چیز مستقل نیستند و کاملا در هم تنیده هستند.
شاید ماموریت تو در زندگی تاثیر روی تنها و تنها یک آدم و رشد دادن او باشد.

اگر دوست دارید به اشتراک بگذارید

برای لحظه‌ای مکث و اندیشیدن

ایمیل‌تان را وارد کنید تا تازه‌ترین نوشته‌های پایافرین به دستتان برسد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *