(ناهیدنامه 0059 – ۱۵ آبان ۱۴۰۱)
تا قبل از این، اعتقاد به اصلاح از پایین به بالا داشتم. میگفتم حکومت فاسد و مشکلدار است، و رفتارهای اشتباه در بسیاری از ما نهادینه شده؛ راه تغییر این هست که هر یک از ما که آگاه شدیم از خودمون شروع کنیم و امیدوار باشیم کمکم اثرش را در سطح کلان هم بذاره.
حین انجام پروژههای دایوتک و در تلاش برای گرفتن پروژه جدید، هر روز بیش از پیش بر فساد و مشکلات بنیادی در فرایندهای مدیریتی و تصمیمسازی سازمانها و صنایع آشنا شدم و فهمیدم که تا از یک سری از ارزشهایت کوتاه نیایی، امکان بزرگ شدن کسب و کار وجود نخواهد داشت.
دیدم که با عدم شایستهسالاری در سیستم، و با سیاستهای اشتباه حکومت، چه زیانهای هنگفتی بر کشور وارد میشود؛ یاد گرفتم که مفاهیمی مثل بهرهوری و ارزشآفرینی در صنایع کلیدی کشور که دولتی و خصولتی هستند، به جوک شبیه است.
من که از از سیستم دولتی خارج شده بودم تا بتوانم سالم زندگی کنم، با این واقعیت مواجه شدم که سالم زندگی کردن در این کشور بسیار بسیار سخت است و تنها درجات آن متفاوت است.
چاره چیست؟ آیا اگر همه ما از ایران میرفتیم و مهاجرت میکردیم و کشور را دودستی تحویل میدادیم تا با خیال راحتتر به غارت و تخریب ادامه دهند، درستتر میبود؟
این روزها که شرکتهای مختلف یکی بعد دیگری مورد هجمه قرار میگیرند – و همزمان اسمی از شرکتهای کاملا وابسته و معلومالحال مثل شرکتهایی که مستقیما مجری فیلترینگ هستند، نیست- خیلی به فکر فرو میروم.
تا برای ایجاد کسب و کار تلاش نکرده بودم، خیلی واقعیتها را نمیدیدم. واقعیت این است که اگر تصمیم بگیری بمانی، ناچار خواهی شد به خیلی چیزها تن دهی. ناچار میشوی سهامدار غیر خصوصی داشته باشی، ناچار خواهی بود تن به همکاری با کارگروه مصادیق مجرمانه دهی وگرنه کسب و کارت را متوقف میکنند. وقتی ارتباطاتی با دنیای خارج وجود ندارد و نمیتوانی در یک فضای رقابتی با حضور شرکتهای خارجی، رشد کنی، مجبور میشوی از فرصت تحریم استفاده کنی و کسب و کار را بر پایه آن بنا کنی.
دایوتک هنوز در مرحلهای نیست که ناچار به تن دادن به این موارد شده باشد، اما اینها واقعیتهای موجود هستند.
دوستان ما همه در یک سیستم خراب قرار داریم که امکان سالم عمل کردن را از ما گرفته. یک راه این است که به جان هم بیفتیم و تاریخچه هم را ورق بزنیم تا نقاط سیاه زندگیهایمان را به رخ هم بکشیم؛ که فکر نمیکنم هیچ یک از ما سودی از آن ببریم. راه دیگر این است که به آینده تمرکز کنیم؛ به این که چطور میتونیم با تغییر و اصلاح سیستم، زیرساختها را طوری اصلاح کنیم که به ما امکان سالم عمل کردن را بدهد.

