(ناهیدنامه 0204 – ۹ خرداد ۱۴۰۴)
✨زرتشت و انسان خداگونه
در این مرحله از زندگی و با دادههای فعلیام، اگر اجازه داشته باشم فقط با یک نفر به کافه بروم، قطعا زرتشت را انتخاب میکنم.
زرتشت کسی بود که مفهوم ارادهی آزاد و اختیار را مطرح کرد؛ این که هر انسانی میتواند در مسیر انسان کامل (من پارسی) قدم بردارد و همپیمان اهورامزدا شود.
با این نوع نگاه، ما هستیم که انتخاب میکنیم در سپاه نور باشیم یا تاریکی و زندگی را با انتخابهای متعددی که در هر لحظه داریم، میسازیم.
مفهوم انسان خداگونه انگار اولین بار توسط زرتشت مطرح میشود حال آن که تا قبل آن برای زمانی طولانی انسانها در فضای ترس از خدایان میزیستند و برای رهایی از تصمیمات خدایان ایدهای جز تضرع و قربانی نداشتند. انگار نمیتوانستند خود را همپایه یا همکار خدایان ببینند.
✨گلسر و تئوری انتخاب
مفاهیم تئوری انتخاب بسیار با روحیه و نوع نگاهم سازگار است. تمام تمرکز گلسر در این تئوری، بر مفهوم انتخاب و مسئولیتپذیری است. این که انسان مسئول حال خوب خودش است و اوست که با انتخابهایش زندگی و کیفیت آن را رقم میزند.
گلسر میگوید خیلی چیزها در جهان هستی خارج از کنترل ماست اما اگر تمام تمرکز و انرژیمان را بگذاریم بر همان بخش کوچکی که در اختیار ماست یعنی افکار و باورها و نگرش و اعمالمان، میتوانیم حال خوب را تجربه کنیم.
به نظر بدیهی میآید اما وقتی به آدمها دقیق میشوم، اکثر آدمها درگیر بخش غیر قابل کنترل هستند و انرژی و اراده خود را هدر میدهند.
با خودم فکر میکنم چه جالب که گلسر از غرب و در قرن ۲۰ چیزی را کشف میکند که زرتشت چند هزار سال قبل در ایرانزمین مطرح کرد. و اما در این فاصله چند هزار ساله و قبلتر از آن، غالبا نگرش انسانها متفاوت بوده؛ آنها به قدرت اراده و اختیار خود باور نداشتهاند و تمایلشان به این سمت بوده که خود را قربانی شرایط و یا تسلیم محض سرنوشت و خدایان بدانند.
✨ماز و انتخابهای پیاپی
در کتاب راز ماز، شروین وکیلی به روند تحولات مفاهیم هزارتو و ماز در ایرانزمین اشاره میکند. این که در دوران هخامنشی ماز با انشعابات بسیار و انتخابهایی که خیلی از آنها به بنبست میرسند، شکل میگیرد.
تا قبل آن، هزارتو را داشتیم که یک مسیر پیچ در پیچ طولانی است که انشعاب ندارد و تنها نکتهی آن همت و نظم و استقامت برای طی آن و رسیدن به یک مقصد در مرکز آن است. در طول مسیر سختی وجود دارد و در جاهایی باید بجنگی اما در هر صورت راه از قبل مشخص است و تو هرچند در ابتدا قدم گذاشتن در هزارتو را انتخاب کردهای، اما در داخل آن چارهای جز پیمودن همان راه نداری. هفتخوان رستم و اسفندیار نمونههایی از هزارتو هستند.
اما بعد همزمان با گسترش آیین زرتشتی، ماز وارد صحنه میشود که در مسیر آن، مدام و مدام در معرض انتخاب قرار میگیری. در ماز، اژدها و جادوگر برای جنگیدن وجود ندارد اما احتمال گم شدن بالاست و نقش انتخاب و ارادهی آزاد در هر گام مسیر بسیار پررنگ میشود.
🟢شما چگونه به زندگی نگاه میکنید؟ در فلسفه شما، اراده آزاد و انتخاب چقدر نقش دارند و پررنگ هستند؟
چه شد که در ایرانزمین که خاستگاه مفهوم انتخاب و اراده آزاد بود، به این نقطه رسیدیم که غالب آدمها فرمان زندگی را رها کردهاند و آنطور که باید، خود را مسئول نمیدانند؟ این نگرش از کجا وارد شد و چگونه نفوذ کرد؟
📍پینوشت ۱: تصویر ایجاد شده توسط هوش مصنوعی جمینی. متاسفانه هرچه گفتم، تصویر واقعی گلسر را به کار نبرد و به جای ماز هم هزارتو کشید. به بزرگواری خودتان ببخشید.

