و تمام راز سفر این بود: خود راه بگویدت که چون باید رفت

(ناهیدنامه 0163 – ۷ آبان ۱۴۰۳)

«يك مسافر خوب هيچ نقشه از پیش طراحی شده‌ای ندارد. و برای رسيدن به مقصد خاصی سفر نمی‌كند.»

می‌گویم من با این بخش از فلسفه‌ی تائو بسیار ارتباط می‌گیرم و انگار برای این مرحله از سفر زندگی من نوشته شده و کار می‌کند.

من سال‌ها بر اساس ارزش‌ها و استعدادهایم برای خود طرح نوشتم و با انگیزه و انرژی زیاد دنبال کردم.
حالا در نقطه‌ای هستم که به این آگاهی رسیدم که دیگر به طرحی که خودم با تکیه بر عقل بنویسم، اعتماد ندارم.

برای همین است که ناخودآگاهم هر طرحی که بنویسم یا تلاش کنم به زور و با هزار توجیه خودم را به آن مقید کنم، پس می‌زند.
من اختیاری روی این ماجرا ندارم. قدرتش خیلی بالاست و من را فلج می‌کند.

انگار این روش طرح‌نویسی بر اساس فضای امکان و خواست‌ها، برای بعضی و در مراحلی از سفر زندگی روش خوبی است؛ اما برای من در این مرحله کار نمی‌کند.

کسانی که وضعیت من را تجربه نکرده‌اند، متوجه منظورم نمی‌شوند. ممکن است این وضعیت برای اکثر آدم‌ها در زندگی پیش نیاید و همان روش طرح‌افکنی خیلی خوب کار کند.

خود من هم اگر سال قبل بود، کاملا آن روش را می‌پذیرفتم. اما الان ….

✨می‌پرسد چه چیزی تو را به این نقطه رساند؟

می‌گویم در واقع راه من را به اینجا آورد. من نمی‌توانم بگویم دقیقا چه کسی یا چه عاملی بیشترین تاثیر را داشت. از آن آقایی که در یوش ملاقات کردم و عشق را پیدا کرده بود؛ تا آن سالکی که به من یادآوری کرد که ترس‌ها مانع دیدن حقیقت می‌شوند؛ تا تک‌تک کتاب‌هایی که خواندم؛ و دوستان و هم‌قبیله‌ای‌هایی که پیدایشان کردم.

تمام آن‌ها مانند حلقه‌های زنجیر بودند‌ و باید در مسیر من قرار می‌گرفتند.

باید از آن نیروی برتر پرسید که چرا من را به این سمت سوق داد. ولی آنچه که بعد ماه‌ها تقلا فهمیدم این است که باید تسلیم آن نیرو شوم.

✨می‌گوید زندگی خیلی از ما در مراحلی شبیه پیامبران و اولیاست. ما به جستجوی خواست‌ها و آرزوهایمان و آنچه باور داریم درست است می‌رویم. و بعد رسیدن به هر یک، چون ابراهیم، کاخ آرزوهایمان فرو می‌ریزد. می‌فهمیم که ماه و خورشید و بت‌هایی که می‌پرستیدیم، ارزش و لیاقت پرستیدن نداشتند.

یکی‌یکی تبر بر بت‌ها می‌زنیم تا دیگر بتی ساخته خود ما وجود نداشته باشد.
و همانند ابراهیم که شد خلیل‌الله، ما هم دیر یا زود در پی جستجوهایمان به جایگاهی در پیشگاه خدا می‌رسیم.

📍پی‌نوشت ۱: ویدئوها مربوط به جاده تندرستی باشگاه نفت آبعلی؛ مهر ۱۴۰۳.

📍پی‌نوشت ۲: ممنون از دوست خوبم سمیرامیس برای مبحث ابراهیم و خدایانش. سمیرامیس! آرزو می‌کنم روزی به مقام خلیل‌الله که دوستش داری برسی.

اگر دوست دارید به اشتراک بگذارید

برای لحظه‌ای مکث و اندیشیدن

ایمیل‌تان را وارد کنید تا تازه‌ترین نوشته‌های پایافرین به دستتان برسد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *