(ناهیدنامه 0156 – ۲۷ مهر ۱۴۰۳)
میگوید ناهید، تو برای من شبیه وصف این ترانه هستی؛ درونت سرکش و بیرونت آرام و ساکت است.
میگویم میدانی چرا مدتی است احساس میکنم اشتیاق در من مرده است و با کمتر چیزی به وجد میآیم؟
فکرش را بکن! من یک روح جستجوگرم که فضای اشتیاق من در قارهی افریقا بوده؛ اما من به خاطر شرایط محیطی، سفرم را از همان کودکی از شرق آسیا شروع کردم.
تمام این سالها آن بیقراری من را به جستجو در قارهی آسیا واداشته بود و دامنهی دیدم هم به آسیا محدود بود.
الان در نقطهای هستم که فهمیدم که فضای جستجو باید افریقا باشد.
مدتی است ایستادهام تا راه جابجایی به فضای اصلیام را پیدا کنم و ضمنا ذهن و روانم را برای افریقاگردی آماده کنم.
این را هم در نظر داشته باش که از خانواده و فامیل و دوستان قدیم هیچ کس افریقا را ندیده و اصلا نباید با آنها راجع به آن حرف بزنم چون درک نمیکنند.
البته من در آسیا هم تمام تلاشم را کردم که لحظهها را خوب زندگی کنم و با امید اثرگذاری و مسئولیتپذیری ذاتی که داشتم، تا الان دوام آورده بودم.
اما عمر محدود است و حالا که ماجرا را فهمیدهام، برایم سخت است که بیشتر از این در آسیا تعلل کنم. در این مرحله، روحم مدام جلویم میایستد تا نگذارد روی پروژههای آسیایی وقت بگذارم و برایم این احساس را تداعی میکند که انگار خودم را غل و زنجیر کردهام.
سالها در مسیر تحصیلی و شغلی رفتم که ارتباط کمی با خواستههای عمیق روحم داشتند و تمام لحظات شوق و خاطرات خوبم از زندگی مربوط به تجربیات هر از گاه جانبیام است.
حالا میخواهم آن بخش سابقه تحصیلی و شغلیام را حذف و به فضای جدید وارد شوم. دو چالش دارم:
- اول، در این فضای امکانهای جدید، کدامها را انتخاب کنم و چه طرحی در نظر بگیرم؟
- دوم، باید راهی برای تامین معاش در فضای جدید پیدا کنم.
📍پینوشت ۱: ویدئوها مربوط به جهنمدره نزدیک مومن آباد سمنان، دی ماه ۱۴۰۱.
📍پینوشت ۲: ترانهی رانندگی در مستی از شاهین نجفی.
📍پینوشت ۳: آسیا و افریقا استعاره هستند.

