(ناهیدنامه 0147 – ۶ مهر ۱۴۰۳)
نشستهایم به صحبت تا ببینیم آیا وجه اشتراکی بین نیازهای کسب و کار او و تواناییهای من پیدا میکنیم؟
صحبتهایش را انجام داده و از من میخواهد بگویم برای چه نقشهایی مناسبم. میگویم من عنوان ندارم و نمیتوانم برای خودم عنوانی بگذارم اما این تواناییها را دارم و شروع میکنم به نوشتن.
از جمله مینویسم مشاوره استراتژی و بعد ادامه میدهم که من میتوانم عمق آدمها و کسب و کارشان را ببینم. خیلی زیاد دیدم که تمام افراد کسب و کار با جدیت در حال تلاشند اما جهت آنها درست نیست. انگار سالها قبل یک جهت و طرح برای خود مشخص کردهاند و همان را دنبال میکنند حال آن که مدتهاست خیلی چیزها عوض شده؛ نه تنها شرایط محیطی تغییر کرده بلکه خود بنیانگذاران هم تغییر کردهاند و تصور آنها از خود، معنا و ارزشهایشان متحول شده است. این است که انگار دیگر آن طرح، متعلق به آنها نیست اما آنها متوجه موضوع نیستند و نمیتوانند کشف کنند که چرا اوضاع و حال دلشان خوب نیست.
میگویم گویا من شهودی دارم که این وضعیت را میبینم. من میتوانم قصه و چرایی کسب و کار را شناسایی کنم و متاسفانه خیلی کسب و کارهایی که دیدهام فاقد آن بودند. کسب و کاری که در این نقطه ضعف داشته باشد، هیچوقت یک اثر متفاوت نخواهد شد و صرفا در حد یک کار معاش معمولی میتواند باشد.
میگوید که دقیقا دنبال فردی است که بتواند همه چیز را زیر سوال ببرد و صراحت و شجاعت بیان آنها را داشته باشد.
📍پینوشت ۱: تصویر مربوط به ماهنامه soulful strategy با رویکردی نو به استراتژی است که به زودی بیشتر از آن خواهم نوشت. در صورت علاقه، میتوانید صفحه آن را در لینکدین دنبال کنید.

