طرح‌افکنی آگاهانه

(ناهیدنامه 0145 – ۳۱ شهریور ۱۴۰۳)

پرده اول:
می‌گویم من از طرح‌افکنی برای خویش واهمه دارم‌. دوستان و اطرافیان زیادی دارم که طرحی را حتی با بررسی زیاد برای خود در نظر گرفته‌اند و حالا این طرح برای آن‌ها تبدیل به بت شده بدون آن که دیگر با حس معنا و ارزش‌های آن‌ها همراستا باشد. حالشان با آن طرح خوب نیست اما انگار خود را چه برای دیگران و چه برای خود با آن طرح تعریف کرده‌اند و هویت اصلی خود را گم کرده‌اند.

می‌گوید طرح‌افکنی برای خویش مثل رانندگی است که باید دائم دست به فرمان بود و در هر لحظه موقعیت و شرایط را سنجید و در صورت لزوم طرح را به روز کرد. مراحل قبل از طرح‌افکنی، شناخت خود، معنا و ارزش‌ها و بعد شناسایی فضای امکان و خواست‌هاست. همه این‌ها در حال حرکت و تغییرند. چطور می‌شود که طرح پویا و چابک نباشد؟

می‌گوید تمام هنرمندان، مخترعان و کارآفرینان بزرگ تاریخ، خیال‌های پیاپی خود را دنبال کرده‌اند. ما چاره‌ای نداریم جز این که برای کشف شوق درونی خود، تکلیف خود را با رضایت و نظر دیگران مشخص کنیم.

پرده دوم:
یکی از بچه‌ها می‌گوید حواستان به ایگو باشد. وقتی خود را عضو یک سازمان یا عضو یک گروه می‌دانید و با آن معرفی می‌کنید، آیا دنبال منیت هستید و ایگویتان دارد حکمرانی می‌کند یا صرفا دنبال رشد هستید؟ می‌گوید می‌خواهد عنوان گروه [براکتی‌ها] را تغییر بدهد چون می‌تواند به استخدام ایگو درآید.

پرده سوم:
چند وقتی بود عنوان‌ها را از روی خودم برداشته بودم. تصمیم داشتم مدتی بدون عنوان شغلی مشخص کار کنم تا به مرور شوق‌های درهم و برهمی که کشف کرده بودم، شفاف‌تر شوند. بعد یک روز که صحنه برایم شفاف‌تر شده بود، با خودم فکر کردم خوب است، طرح را چنین می‌نویسم که تا چند سال بعد به فلان نقطه برسم‌ و در فلان حوزه سرآمد و دارای سبک اختصاصی خود باشم. دقیقا در همینجا بود که شوق کمرنگ شد. ترس بالا آمد که اگر این عنوان را در ذهن خود در نظر بگیری، و دوباره در میانه راه لازم شود که فرمان را به سوی دیگر بپیچانی چه؟ تا چه حد دوردست را حاضری تصور کنی؟ مگر قرار نبود استراتژی چابک را دنبال کنی؟ به خاطر داشته باش در فضای مه‌آلود، آن تصور فقط یک طرح خیلی مبهم می‌تواند باشد که جهت حرکت فعلی‌ات را مشخص می‌کند اما قرار نیست به بتی برای تو تبدیل شود.

به یاد تذکر دوستم افتادم. ایگویی که هر لحظه زیرکانه سر بر می‌آورد. با خودم گفتم فعلا در جهت آن شوق حرکت می‌کنم اما نه مقصد برایم مهم است و نه به امید دستاوردی هستم. فقط و فقط می‌خواهم از لحظات دنبال کردن شوق لذت ببرم‌.

📍پی‌نوشت ۱: تصویر از تونل‌های زیرزمینی شهر سامن به تاریخ شهریور ۱۴۰۳.

اگر دوست دارید به اشتراک بگذارید

برای لحظه‌ای مکث و اندیشیدن

ایمیل‌تان را وارد کنید تا تازه‌ترین نوشته‌های پایافرین به دستتان برسد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *