(ناهیدنامه 0141 – ۱۰ شهریور ۱۴۰۳)
میگوید جهان دائما در حال جهیدن است و کاری که ما میتوانیم کنیم این است که مثل موجسوار، امکانهای خود را روی آن سوار کنیم.
میگوید امکان، فضای بین بود و نبود است یعنی کمبود. بعد از مشخص کردن و انتخاب یک امکان، با توسعه دانش و کنش از نبودها کم میکنیم و به بودها اضافه میکنیم و به این ترتیب، بودتر میشویم. میگوید «انسان، امکان است.»
این بررسی فضای امکان و بودتر شدن همیشگی در این جهان جهنده، من را به یاد پایافرین و آفرینش مداوم میاندازد. و این کاری است که همیشه در درونم انجام میدادم.
به این فکر میکنم که سیستم آموزشی و پرورشی ما رویکرد متفاوتی داشته است. از بدو تولد، دین و مذهب را برچسب میزدند. از کودکی از بچهها میپرسیدند که میخواهند چه کاره شوند. از دانشآموز و دانشجو میخواستند به مسیر شغلی و آینده خود فکر کنند و بر اساس آن رشته خود را انتخاب کنند. انگار که میتوان بدون تجربه و کنش در فضای واقعی، خود و جهان را شناخت و یک طرح کلی و ثابت برای مابقی عمر در نظر گرفت.
سالهاست که رویکرد استارتاپ ناب به این اشاره دارد که به جای صرف زمان بسیار برای برنامهریزی، سریعتر کار شروع و فرضیهها یکییکی تست شوند و در صورت لزوم تغییر مسیر صورت گیرد.
و سالهاست که در فضای پیچیده کسب و کار در دنیای امروز، استراتژی بلندمدت جای خود را به استراتژی چابک داده است.
آیا وقت آن نرسیده که در جهان بسیار پیچیده و جهنده امروز، همین نوع نگاه و تفکر را برای زندگی و مسیر شغلی خود به کار بگیریم؟
شما هرچند وقت یک بار در زندگی فضای امکان خود را بررسی و در مورد ادامه مسیر از نو تصمیمسازی میکنید؟ چه راهکاری برای بسط و توسعه فضای امکان خود دارید؟
📍پینوشت ۱: تصویر مربوط به هنرنمایی یک دوست است که نقشها و داستانها و امکانها را در سنگها میدید و به جلوهگری بیشتر آنها کمک میکرد (سفر به یوش – تیر ۱۴۰۳).

