پسرم، هیچ صدایی مقدس نیست

(ناهیدنامه 0115 – ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳)

«مامان، این درسته که اگر ۳۳ بار سبحان الله ۳۳ بار الحمدلله … بگیم، کل گناهامون پاک میشه؟»

گفتم کمی فکر کن. به نظرت منطقی میاد هر کاری دلمون خواست انجام بدیم و بعد به این راحتی از شر اثرات بد اونها خلاص بشیم؟ یعنی اینهایی که جوانان مردم را کشتند و کور کردند و به زندان انداختند، همچنان به ظلم و فساد ادامه بدن و هیچوقت نتیجه کارهاشون را نبینند؟

این روزها مدام باید به پسر ۱۱ ساله‌ام یادآوری کنم که حرف هیچ کتاب و رسانه و معلمی لزوما درست نیست و خودش باید فکر کند.

فیلم «مردی برای تمام فصول» را با هم دیدیم. گفتم ببین سالم و درست زندگی کردن به همین اندازه سخته و هزینه داره. باید در جایی انتخاب کنی. در جامعه‌ای که در لایه لایه اون فساد و بی‌اخلاقی ریشه دوانده، شجاعت میخواد درست زندگی کردن.

با دوستی برای طراحی دوره‌ای برای تقویت تفکر عمیق و تفکر انتقادی در بچه‌ها همفکری می‌کردیم. نگران بود. می‌گفت همین حالا هم بچه‌ها از نظر فکری از همسالانشان فاصله گرفته‌اند. اگر باز هم پیش بریم، تنها میشن. گفتم برای همین باید تلاش کنیم که یار جمع کنیم برای گسترش آگاهی. اینطوری می‌تونیم به آنها کمک کنیم قبیله خود را پیدا کنند.

به نظرتون از کجا میشه شروع کرد؟ گروه کتابخوانی؟ چه کتابهای تاریخی و فلسفی برای نوجوانان پیشنهاد میدید؟ چطور میشه برای بچه‌ها جذابترش کرد؟ چه آدمهای دغدغه‌مندی در این حوزه می‌شناسید که بتونیم کمک بگیریم؟

اگر دوست دارید به اشتراک بگذارید

برای لحظه‌ای مکث و اندیشیدن

ایمیل‌تان را وارد کنید تا تازه‌ترین نوشته‌های پایافرین به دستتان برسد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *