(ناهیدنامه 0100 – ۲۹ مهر ۱۴۰۲)
امروز بعد ماهها، حس بودن در یک تیم خوب و صمیمی را تجربه کردم. تیمی که با حذف و اضافه ساختمش، از تلاطمها عبورش دادم و حالا رسیدیم به جایی که از ته قلب با همیم و میدونیم نقطه قوت هر کداممون چیه و در کجا میتونیم رو هم حساب کنیم.
سخت بود، اوایل حس میکردم که نفر قدیمی تیم، حضور من را نپذیرفته؛ از روزهایی که حس میکردم در برابر تغییرات من گارد وجود داره، رسیدیم به جایی که بچهها هم نظر میدن برای بهبود؛ با هم مشکلات و عیبهامون را بررسی میکنیم و راهکار میدیم.
و تا حداقل چند ماه دیگه ایده و کار وجود داره برای انجام و تغییرات مداوم؛ و من فراری از تکرار، عاشق کار در این محیط با پتانسیل رشد بالا هستم.
ماهها قبل یک رهگذر خودش را اینطور توصیف کرد: «من کسی هستم که میتونم مطالب پیچیده را ساده کنم». بعد اون خیلی به یک جمله توصیفی خودم فکر کرده بودم و جوابش را نمیدونستم.
حالا جواب را میدونم. من در تصمیمسازی، شروع کارهای چالشی و ایجاد تغییرات اساسی خوب هستم؛ چه تغییرات در خودم و نوع نگاه یا روند زندگیام باشه چه در یک سیستم. من در ایجاد تحول خوبم و میتونم آدمها را همراه کنم.
شما به توصیف یک جملهای از خودتون فکر کردید؟
پینوشت 1: تصویر عضو کوچک تیم وقتی رفتیم از پوسته مخزن در حال ساخت برای مشتری عکس بفرستیم.

