(ناهیدنامه 0095 – ۲۵ مرداد ۱۴۰۲)
سال گذشته بعد از پرپر شدن مهسا امینی و چند صد جوان بیگناه، همه ما روزهای خیلی خیلی سختی را گذراندیم. البته قبلتر در سالهای ۸۸، ۹۶ و ۹۸ هم تجربیات مشابهی داشتیم اما این یکی خیلی بزرگتر و سختتر بود. تجربه شخصی من چند ماه درد و غم سنگین و فکر کردن دوباره به فلسفه زندگی بود. یک انقلاب درونی داشتم.
به باور من، داشتن یا نداشتن روسری که طبق خیلی مستندات ربطی هم به حجاب شرعی ندارد، فقط نشانه ظاهری خیلی کوچک از کل تحولات فکری و درونی است. حدس میزنم این رشد و انقلاب درونی و فکری برای خیلیها اتفاق افتاد و شاید ره صد ساله را چند ماهه طی کردیم. از تجربیاتمان بنویسیم. چه تحولاتی در باورها و نگرشها و به طبع آن رفتارمان تجربه کردیم؟

