(ناهیدنامه 0087 – ۱ تیر ۱۴۰۲)
آخرین جلسه بوتکمپ کارآفرینی اجتماعی هم با ارائه تکتک ما برای داوران انجام شد. بیشتر ما در شروع جلسه از درون استرس داشتیم اما همه ارائهها با قوت پیش رفت. جذب قصهگویی هرکدام از بچهها شدم و از داشتن دوستان این چنینی به خود بالیدم. حالا بعد از ۹ هفته کار روی ذهن و ایده و تاثیر و بوم و بیزینسمدل و حسابکتاب مالی، آمادهایم که بیشتر و مصممتر از قبل بریم تو دل کار و با تلاش و عمل به تعهدی که برداشتیم، تغییر را رقم بزنیم.
این دوره، پاسخ سیستم هستی بود به چندین ماه جست و جو و تلاشم برای یافتن مسیر و ماموریت.
در این دوره از نظر ذهنی متحول شدم؛ دوستانی دغدغهمند با ارزشهای مشابه پیدا کردم؛ دوستانی که بیمنت و خیرخواهانه کمک و حمایتم کردند؛ آمال عزیز در نقش یک coach قوی، ذهنم را تکان داد و کمک کرد از میان آشفتگیها و گرد و غبار، گوهر اصلی را بیرون بکشم؛ افشین، معصومه و امیرعلی عزیز همگی با نظرات و بازخوردهای خود در طی مسیر کمک کردند. به خصوص افشین عزیز که شاید جاهایی نمیدانست در واکنش به سردرگمی من چه باید کند و سعی داشت با سوالات مداوم و پایهای، من را به تفکر بیشتر وا دارد.
چند ماه پیش بود که پستی در لینکدین گذاشته بودم و به دنبال معرفی یک دوره خوب برای افزایش تجربیات و مهارتهایم بودم. آن زمان فکر نمیکردم که این دوره در مسیرم قرار بگیرد و هرگز چنین سطحی از دستاورد را در ذهنم تصور نمیکردم. از خانه امکان به خاطر این فرصت ممنونم.
پینوشت: این عکس را خیلی دوست دارم. حس خوب عمیق اون لحظه را کامل منتقل میکنه و دلم میخواد چند سال بعد دوباره همگی جمع بشیم و ارائههای پیشرفت کارهامون را داشته باشیم.

