(ناهیدنامه 0062 – ۲۰ آذر ۱۴۰۱)
در دو سال کرونا، پسرم از خدمات یک مدرسه خانگی که در واقع یک کسب و کار کوچک است، استفاده میکرد. در ابتدای امسال بین دو مسیر ثبتنام در مدرسه خانگی و برگشت به روال قبل کرونا و ثبتنام در یک مدرسه رسمی، گزینه دوم را انتخاب کردم. تخمین من از شرایط این بود که مدرسهها بخاطر کرونا غیرحضوری نخواهند شد و شاید به نفع پسرم باشد که از فضای بزرگ یک مدرسه استفاده کند.
امروز یک برنامه دورهمی با تعدادی از دوستان داشتم که گزینه مدرسه خانگی را برای فرزندانشان انتخاب کرده بودند. به انتخاب اشتباهم برای ثبتنام پسرم در یک مدرسه غیرانتفاعی فکر میکردم. به این که ظاهرا مدرسه خصوصی است و باید مطابق نظر و خواست خانوادهها عمل کند، اما در تعطیلیها مطیع دولت است؛ هزینه بسیار بالای شهریه به همراه سرویس که عملا بیشتر آن سوخت شد.
دوستان از ابتدا تکلیفشان روشن بود، تمام هفتهها بچهها به مدرسه خانگی رفته بودند؛ درسهای فارسی را از شاهنامه گرفته بودند و محتوای بیکیفیت کتابهای درسی را صرفا برای گرفتن مدرک و نمره قبولی خوانده بودند. بچهها در تعامل با هم، در سلامت روحی و اجتماعی به سر میبردند و من با وجود هزینه بسیار بالایی که متحمل شدم، بهره چندانی از خدمات مدرسه نبردم؛ به خاطر نامعلوم بودن شرایط و عدم درک مفهوم برنامهریزی توسط مسئولین، هر شب باید منتظر باشم تا طبق خبر اعلامی در لحظات پایانی شب، برای فردا برنامهریزی کنم؛ و در کنار اینها باید نگران آسیبهایی باشم که به روح و روان پسرم وارد میشود.
با توجه به شرایطی که همه مشاهده میکنیم و سوء مدیریت حاکم که روز به روز هم بدتر میشود، به وضوح در موارد زیرساختی مثل هوا و انرژی، اوضاع هرسال بدتر خواهد شد. راهکار منطقی که به نظر من میرسد، این است که کاری کنم که تا جای ممکن، تصمیمات و روال زندگی شخصیام وابسته به تصمیمات نابخردانه دولت نباشد.
فکر میکنم که به زودی اکثر کسانی که از نظر مالی توانش را داشته باشند، آموزش کودکان خود را به مدارس خانگی بسپارند؛ و این یک فرصت است برای ایجاد این مدل کسب و کار برای کسانی که در زمینه کار با کودکان تجربه و علاقه دارند.
شما چه روندی را در زمینه آموزش کودکان پیشبینی میکنید؟

