تجربه‌های مدیریتی یک مدیر کم‌تجربه

(ناهیدنامه 0049 – ۵ خرداد ۱۴۰۱)

حدود یک سال است که مسئولیت مدیریت تیم دایوتک را بر عهده دارم. در بازه‌های زمانی مختلف، مطالبی در ذهنم پررنگ می‌شوند که به اشتراک می‌گذارم. خود من تا قبل از تجربه نقش مدیریت، خیلی از اینها را نمی‌دانستم و با خودم فکر می‌کنم که خوب بود آن زمان یک نفر این نکات را به من می‌گفت. ممکنه تحلیل‌های اشتباهی داشته باشم که کاملا طبیعیه چون هیچ یک از ما کامل نیستیم و قطعا با رشد و افزایش تجربه، تحلیل‌ها هم پخته‌تر و درست‌تر می‌شوند.

درس آموخته‌های ۱ و ۲:

  1. اگر نتونید تعهد ماندگاری به مدت مشخص و کافی به تیم بدید، خیلی فرصت‌های رشد را از دست میدید.
    شما ممکنه بخواهید تجربه‌های بیشتری داشته باشید و محیط‌های کاری مختلفی را تجربه کنید و در هر شرکتی مدت کوتاهی بمانید. هیچ اشکالی نداره و این یک انتخاب و سبک زندگیست. اما باعث میشه مدیر کارهایی که در آینده تیم اثرگذارند، به شما واگذار نکنه؛ شما را در خیلی تجربه‌ها شریک نمیکنه چون فکر میکنه قراره شما خیلی زود دانش و شناخت حاصله را با خود ببرید و در نتیجه زمانی که وقت میوه دادن آن سرمایه‌گذاری فرا میرسه، هیچ ارزشی برای تیم حاصل نمیشه.
    با انتخاب این سبک کاری، هرچند که تجربه وسیعتری کسب می‌کنید، اما به احتمال زیاد این تجربه‌ها در یک سطح مشخص باقی میمونن. خیلی فرصت‌های رشد تنها بعد جلب اعتماد مدیر و شرکت، در اختیار شما گذاشته میشن. بنابراین هروقت این سبک کاری را انتخاب کردید، ضمن در نظر داشتن مزایاش، معایبش را هم در نظر داشته باشید.
  2. گاهی یک مدیر دوست داره که بستر لازم را فراهم کنه و به نفرات تیم فرصت و امکان رشد بده اما اولین لازمه اون این هست که خود نفرات نسبت به این فرصت باز باشن و بتونن تصمیم بگیرن تا مدیر هم بتونه به اون تصمیم اتکا کنه. اگر شما خودتون دچار شک و تردید باشید و یا اینکه نتونید با وجود تردید، به خودتون تعهد مقطعی بدید و پاش بایستید، چطور میشه انتظار داشت که دیگری بخواد به شما اتکا کنه؟
اگر دوست دارید به اشتراک بگذارید

برای لحظه‌ای مکث و اندیشیدن

ایمیل‌تان را وارد کنید تا تازه‌ترین نوشته‌های پایافرین به دستتان برسد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *