(ناهیدنامه 0037 – ۱۷ بهمن ۱۴۰۰)
📝یادم باشد عنوان مدیریت جز بردگی و از دست رفتن آزادی و آزادگی، حاصلی برایم نخواهد داشت. هرچند که مجبورم در ارتباط با مشتری و بازاریابی از این عنوان استفاده کنم، اما هر بار باید به خودم یادآوری کنم که این برچسب، فقط یک ابزار کاربردی در ارتباط با خارج شرکت است و تعیین کننده مسیر شغلی من نیست.
📝یادم باشد که هرچند موقعیت شغلی که در آن قرار دارم یعنی لید تیم داده، منجر به این شده که زمان زیادی برای تمرکز روی حوزه تخصصی نداشته باشم و بیشتر زمانم صرف بازاریابی و ارتباط با مشتری و کنترل پروژه و تعریف و مدیریت تسکها و در نهایت ریویوی گزارشهای نفرات تیم شود، اما باید زمانی را به یک حوزه تخصصی مثل تحلیل داده، کارشناس هوش تجاری، متخصص علم داده و یا مدیریت محصول اختصاص دهم. این تخصص و مهارت، سند آزادگی من خواهد بود و جلوی وابستگی به یک شرکت یا موقعیت شغلی خاص را میگیرد. میدانم که با علم به این وضعیت و معایب آن، مسیر شغلی فعلی را انتخاب کردم؛ اما لازم است که به خودم یادآوری کنم که این انتخاب برای حداکثر دو سال بوده و بعد آن باید مجدد اهداف و مسیر بررسی و ارزیابی شود. این یادآوری باعث میشود که روزهایی که احساس یک آچار فرانسه همه کاره به من دست میدهد را راحتتر تحمل کنم.
📝یادم باشد آدمی در این دنیا تنهاست. حتی با وجود دوستان صمیمی و همکاران خوب، در نهایت تنها هستیم. اگر میخواهم مثل گذشته جسور و پرانرژی باشم، لازم است که به هیچ کس و هیچ جا وابسته نباشم. باید که ماموریت و اهداف و چشماندازم مستقل از تصمیم یا اقدام دیگران باشد.
📝یادم باشد سعی کنم وابستگیهایم در محیط کار به افراد غیر از نفرات تیم را کم و حذف کنم. سکوت و تکیه بر خود در حل مسئله و تصمیمگیری در ابتدا ممکن است سخت باشد، اما به مرور باعث رشد من میشود. یادم باشد نیازی به حامی و مربی ندارم. این نیاز و انتظار خلاف آزادی و استقلال است. یادم باشد تا دیگران با میل خود کمک و راهنمایی ارائه ندادهاند، من متقاضی آن نشوم. یادم باشد فقط از دوستان در عمق میتوان بدون نگرانی درخواست کمک و راهنمایی کرد.

