(ناهیدنامه 0001 – ۶ مهر ۱۳۹۷)
بعد از ۴.۵ سال فعالیت به عنوان عضو هیات علمی پیمانی یک دانشگاه دولتی، قرارداد سالیانه را تمدید نکردم. ۲ سالی بود که احساس رضایت از زندگی نداشتم و منشاء آن هم نارضایتی شغلی بود. ماجراهایی که با دانشکده و دانشگاه و وزارت علوم داشتم بسیار طولانیست. طبق قولی که به خود داده بودم، به زودی در یک مجموعه نوشتار شرح خواهم داد تا شاید مرجعی باشد برای تصمیمگیری کسانی که سالهاست در صف جذب وزارت علوم منتظر ورود به این سیستم هستند.
در این ۱۵ ماه تجربه بسیار کسب کردم، با افراد زیادی صحبت کردم، مصاحبههای بسیار رفتم، محیطهای کاری مختلف دیدم، و در خودشناسی پیشرفت کردم. در تصمیمهای بزرگ زندگی و در تغییرات و ریسکها معمولا فامیل و نزدیکان حمایتگر نیستند. حداکثر کمکی که ممکن است کنند، انتقال ندادن شکها و دو دلیهایشان هست. من هم از این مسئله مستثنی نبودم. دوست دارم تجربهام را به اشتراک بگذارم با کسانی که چون روزهای اول من شهامت کافی تغییر مسیر را ندارند.
نوشتههایم را به 3 دسته تقسیم میکنم:
- دلایل نارضایتی شغلی
- تجربه کار در سیستم وزارت علوم
- جرقهها و عوامل موثر در تصمیم به تغییر مسیر و اطمینان به این تصمیم

