(ناهیدنامه 0005 – ۶ مهر ۱۳۹۷)
مهمترین دلیل من توقف رشد. من فردی تنوعطلب و به دنبال رشد و یادگیری و چالش هستم. خاطرات من از بهترین روزهای زندگیام بر میگردد به روزهایی که به دنبال تجربههای جدید بودم. وقتی کار در دانشگاه را شروع کردم برای خودم برنامهریزی کردم که طی چند سال یک متخصص علم داده کارکشته شوم. حوزهای بود که با پیشینهی رنگارنگ من همخوانی داشت و مهارتهای مورد نیازش با ویژگیهای شخصیتی من جور در میآمد. نگاه کردم چه مسیری باید طی کنم. بعد از آن فقط درسهایی را تدریس کردم که در آن مسیر بودند. زبانهای برنامهنویسی را یاد گرفتم و درس دادم که پیشنیاز کارم بودند. در ۳ سال بیش از ۱۳ درس مختلف تدریس کردم. تا آن زمان در حال رشد بودم و در مسیر خود قرار داشتم. بعد از آن، درسها تکراری شدند. آنچه که من میخواستم از تدریس نصیبم نمیشد. تغییراتی میدادم اما راضیام نمیکرد. سرعت پیشرفت به یکباره سقوط کرد. وقت و انرژی و آرامش برای یادگیری آنچه میخواستم نداشتم. بعلاوه به آنجا رسیده بودم که میدانستم برای طی بقیه مسیر و برای رسیدن به هدفم باید تجربه کار عملی کسب کنم. تجربه حل مسائل واقعی در یک محیط کار تیمی. همانطور که میدانید سرعت پیشرفت و میزان یادگیری حداقل برای رشته کامپیوتر در محیط غیر آکادمیک خیلی سریعتر از دانشگاه است. به دانشجویانم که در شرکتها کار میکردند غبطه میخوردم. به هر حال مصادف با ظهور و رشد استارتآپها در ایران بود و محیط استارتآپها به شدت چالشی و با سرعت رشد بالا بود. درک میکردم که اگر در دانشگاه بمانم خیلی زود فسیل میشوم.
نبود امنیت شغلی. قراردادهای فعلی وزارت علوم متفاوت با ۲۰ سال قبل است که عضو هیات علمی از ابتدا رسمی میشد. فرد ابتدا پیمانی موقت است، بعد پیمانی دائم، بعد رسمی آزمایشی، … . برای تبدیل وضعیت از هر مرحله به مرحله بعد کسب امتیازات مختلف و گزینش الزامی است. اگر در هر مرحلهای فرد موفق نشود دانشگاه خیلی راحت با عدم تمدید قرارداد از کار بیکارش میکند. ورود مجدد به سیستم وزارت علوم هم مستلزم شرکت در فراخوان جذب است با آن بوروکراسی اداری که ممکن است سالها به طول بینجامد. به همین دلیل است که اعضای هیات علمی خیلی زیاد نگران تمدید قرارداد و کسب امتیازات لازم هستند. بررسی چند ماهه من نشان داد که تجربه کار در وزارت علوم اگر نقطه منفی در رزومه نباشد، نقطه مثبت نیست. افراد صنعت نگران ناهمخوانی روحیه فرد آکادمیک با محیط صنعتی هستند. در مصاحبههای شغلی تنها چیزی که دستم را گرفت، گذراندن چند ماه دوره کارآموزی بود. با اضافه شدن سن و ماندن در دانشگاه تمام گزینههای شغلی خود چه در ایران چه در خارج از ایران را از دست میدادم. حال آنکه در حوزه کامپیوتر (برنامهنویسی، دیتا و …) برای فرد پرتلاش و باتجربه و بهروز در حال حاضر در همه جا کار پیدا میشود. من امنیت شغلی را داشتن مهارتها و رزومهای تعریف میکنم که با از دست دادن یک شغل بشود به فاصله کوتاه شغل جایگزین پیدا کرد.

