(ناهیدنامه 0006 – ۱۵ آبان ۱۳۹۷)
این مطلب اولین بخش از نوشتههای من در باب تجربه کار در سیستم وزارت علوم است.
باید اعتراف کنم که قبل از انتخاب شغل هیأت علمی، تحقیق کافی نکردم و چشم بسته این شغل را انتخاب کردم. به خاطر ماهیت رشته دکترای پیوسته ریاضی از ابتدا این دید از طرف خانواده و اساتید وجود داشت که قرار است درس بخوانیم تا استاد دانشگاه شویم. شغلی که گویا آن زمان شأن اجتماعی بالایی در جامعه داشت یا لااقل اطرافیان من اینطور فکر می کردند. چه در دوران دبیرستان و چه در دانشگاه درسی در زمینه خودشناسی، استعدادسنجی و معرفی مشاغل نداشتیم. اکثر اساتید من در دانشکده ریاضی و علوم کامپیوتر تجربه کار غیردانشگاهی نداشتند تا آن را در کلاس انتقال دهند. شاید بیش از ۹۰ درصد دوستانم که دانشجوی دکترای پیوسته ریاضی و یا دانشجوی دکترای ریاضی یا علوم کامپیوتر در دانشگاه امیرکبیر بودند و نیز دوستان همخوابگاهیام در رشتههای دیگر، هیأت علمی دانشگاههای مختلف تهران و شهرستانها و بعضا خارج از کشور شدند. این محیط یکدست مزایا و معایبی داشت. از جمله معایبش این بود که با مسیرهای متفاوت شغلی و نیز با افراد متفاوت آشنا نشدم. دوستان و اطرافیانم همه باهوش، باشخصیت و با عزت نفس بودند. تحت تأثیر رشته تحصیلی و نیز اطرافیان و همچنین ویژگیهای ذاتی خودم کمالگرا بودم و سطح انتظاراتم از خود و اطرافیان بالا بود. مراحل اداری مربوط به بورسیه و استخدام هم به قدری طولانی و اذیتکننده شد که انرژی برای اقدام برای شغل دیگر باقی نماند غافل از این که ورود به سایر شغلها آنقدر سخت نیست. سابقه دو سال حق التدریس در دوران تحصیل دکترا را داشتم اما نمیدانستم که شغل تمام وقت هیأت علمی متفاوت از تدریس تفننی چند درس است. در این جا برخی تجربههایم در زمینه تدریس به عنوان عضو هیأت علمی تمام وقت در دانشکده علوم ریاضی و کامپیوتر را به اشتراک میگذارم.
بیعلاقگی و بیانگیزگی دانشجویان. در دانشکده ای مشغول به کار شدم که خیلی از دانشجویان نه از روی علاقه بلکه به اجبار رتبه کنکور، رشته را انتخاب کرده بودند. کاملا برعکس من و دوستانم که با وجود رتبههای بالا و امکان قبولی در تمامی رشتهها، آن رشته را انتخاب کرده بودیم. بنابراین درک طرف مقابل آسان نبود. تعداد زیادی از دانشجویان به دنبال تقلب در امتحان، پیدا کردن پاسخ تمرینات از اینترنت و انجام پروژههایشان توسط دیگران بودند و جالب این که این را زرنگی میدانستند. نوع رفتاری که اصلا برایم آشنا نبود. دوستان دوران تحصیلم هیچیک اینطور نبودند. ما اگر تمرینی را خودمان انجام نمیدادیم تحویلش نمیدادیم و مسئولیت عواقبش را بهعهده میگرفتیم. نه میدانستم و نه آموزش دیده بودم که چطور برخورد کنم. مثل دانشگاههای مطرح دنیا نرمافزار کشف تقلب نداشتیم که بار مسئولیت برخورد با این موارد از دوش من برداشته شود.
بار زیاد وظایف آموزشی بدون دریافت پاداش مادی و معنوی. در دانشکده ما کلاس حل تمرین هم بر عهده استاد بود. دانشجوی تحصیلات تکمیلی نداشتیم و حتی گرایشهایی هم که داشتند، از نظر مسئولان دانشکده، دانشجویان کارشناسی و ارشد صلاحیت اداره کلاس حل تمرین را نداشتند. این وضعیت تا چند سال برقرار بود. نتیجه این که مسئولیت طرح و تصحیح تمرینات و پروژههای کلاسی، کوئیزها و امتحانات تماما به عهده استاد بود. من یکباره با وظایفی مواجه شدم که وقت زیادی از من میگرفت و از آن طرف نه استعدادهایم را شکوفا میکرد، نه با خواستههایم همخوانی داشت و نه پاداشی دریافت میکردم. این که برای یک درس بارها کوئیز بگیرید یا چند سری تمرین بخواهید امتیازی به شما اضافه نمیکند. یعنی این که از نظر وزارت علوم ارزش چندانی ندارد. برخی دانشجویان هم به جای استفاده از فرصت جهت یادگیری و تلاش بیشتر، بیشتر تلاششان را در جهت تقلب و کپی از یکدیگر متمرکز میکردند و در نتیجه در زمان تصحیح تمرینات هم پاداش معنوی دریافت نمیکردم. این که به کسانی تدریس کنید که آگاهانه آن رشته را انتخاب کردهاند (مثل خیلی رشتههای فنی دانشگاههای برتر) تفاوت دارد با تدریس در چنین جوی که مهارتهای خاص خود را میطلبد. همهی اینها را بگذارید کنار مراجعات و تماسهای بعد از امتحانات که واقعا آرزو میکردم وقتم برای کارهای مفیدتری صرف شود.
موظفی اساتید در دانشگاههای دولتی ۱۰ واحد است. در دانشکده ما به امثال من که تازه وارد بودیم و ارتباطاتی هم با اساتید قدیم دانشکده نداشتیم، نه اجازه تدریس دروس تحصیلات تکمیلی و نه اجازه راهنمایی دانشجویان تحصیلات تکمیلی داده میشد تا به این ترتیب بخشی از موظفی کاهش یابد. نتیجه این که در هر ترم موظف به تدریس حداقل سه درس متفاوت بودیم. حال در نظر بگیرید آماده کردن این درسها که معمولا در سالهای اول تدریس جدید هم هستند، بعلاوه مسئولیت حل تمرین آنها چه بار سنگینی است. همه اینها را بگذارید کنار این که از نظر آییننامه وزارت علوم مهمترین بخش امتیازی، امتیاز پژوهشی است. وزارت علوم با آییننامهاش به شما تلقین میکند که باید بیشتر وقت شما به عنوان عضو هیات علمی به کارهای پژوهشی بگذرد. این را مقایسه کنید با خارج از کشور که اساتید در ترم یک یا دو درس ارائه میدهند آن هم با کمک تیم تدریسیار برای طراحی سوالات و تمرینات و رفع اشکال و تصحیح و غیره.

