تجربه کاری من در شرکت بنتک

(ناهیدنامه 0011 – ۹ اسفند ۱۳۹۸)

مدت‌هاست که تصمیم داشتم راجع به تجربیاتم در محل کار جدید بنویسم. اما از یک طرف فکر می‌کردم برای قضاوت زود است و باید زمان بگذرد از طرف دیگر درگیر کارها بودم و وقت و فکر آزاد نداشتم. حالا با گذشت نزدیک به یک سال و به دلیل خانه‌نشینی که کرونا ایجاد کرد، این فرصت فراهم شد تا بازخورد کلی‌ام را بنویسم.

از طرف یکی از آشنایان به هلدینگ بنتک معرفی شدم و رزومه ارسال کردم. از یک طرف از فرهنگ شرکت حسابی تعریف شنیده بودم و دوست داشتم آنجا مشغول به کار شوم و از طرف دیگر از حوزه تلکام خوشم نمی‌آمد. در تمام جلسات مصاحبه با خودم گفتم که خلاصه با دانش حوزه آشنا میشم و فقط کاربرد نهایی کار نیست که مهم است بلکه شاید لذت ناشی از خودِ کار بر بی‌علاقگی نسبت به صنعت غلبه کند. وقتی در آخرین جلسه مصاحبه، مدیر اجرایی شرکت به من گفت که ترجیح می‌دهند در حوزه‌های دیگری به غیر از تلکام هم فعالیت کنند و شرکت در چند سال اخیر در حال ورود به حوزه‌های دیگر است، تنها گارد درونی هم برداشته شد و با خوشحالی و رضایت کامل قرارداد را امضا کردم.

در مصاحبه تاکید داشتند که فردی که در این موقعیت شغلی قرار می‌گیرد باید توانایی کار در فضای ابهام را داشته باشد و واقعا و شدیدا اینطور بود. و جالب‌تر این که من فکر می‌کردم مشکلی با این فضا ندارم اما بعد فهمیدم در بعضی زمان‌ها حتی آن را دوست دارم.

در ابتدا به عنوان عضوی از تیم داده و زیرمجموعه بخش تولید بودیم. همان زمان هم کارهای خواسته شده از من تنوع داشت اما تنوع و ابهام واقعی از زمانی شروع شد که شرکت استراتژی خود در رابطه با تیم داده را تغییر داد و این تیم در بخش مرکزی قرار گرفت. در این مدت کارهایی را تجربه کردم که هیچ تجربه قبلی نداشتم مثل تعریف محصول جدید، تعریف استراتژی تیم داده، نوشتن پروپوزال و ارسال نامه و جلسه با مشتریان خارجی، جلسه با نیروهای مختلف فنی و بیزینسی یکی از شرکت‌های زیرمجموعه جهت تحلیل داده‌هایشان و مصاحبه جهت استخدام نیروی جدید. در این یک سال خود را بیشتر شناختم، با قابلیت‌هایم بیشتر آشنا شدم، با انسان‌های خوبی آشنا شدم، از آن‌ها درس گرفتم، با چالش‌هایی مواجه شدم و یاد گرفتم که حلشان کنم، و روز به روز احساس بهتری نسبت به محیط کار جدیدم پیدا کردم. انتقال به بخش مرکزی و آشنایی آهسته با ساختار شرکت، نیاز ذاتی‌ام برای اشراف به کل را برآورده کرد و نیروی تحلیلگر درونم در تمام این مدت مشغول آنالیز و یادگیری بود.

چیزی که بیش از همه در بنتک من را تحت تأثیر قرار داد، اعتماد مدیریت به کارکنان و دادن استقلال در بیشترین حد ممکن، صداقت و نقدپذیری بود. به واسطه شغلم با افراد زیادی از شرکت از فنی و تحلیلگر گرفته تا منابع انسانی و روابط عمومی و تیم توسعه تجاری و مدیریت برخورد داشتم و روابط و فضای کاری مثبت به دور از حاشیه و افراد منفی و بدخواه، ویژگی دیگری بود که کشف کردم.

برای همین بود که وقتی مسئولیت مصاحبه برای جذب نیروی جدید به من واگذار شد، آن را یکی از مهم‌ترین مسئولیت‌هایم در نظر گرفتم و تمام تلاشم را کردم تا نیروی مثبت و با انگیزه ای پیدا کنم که بیش از پیش باعث رشد و شکوفایی شرکت شود. این حس مسئولیت را داشتم که باید این فضا و فرهنگ حفظ شود مبادا که با بی‌احتیاطی، یک فرد منفی، انرژی منفی خود را به کل سیستم بدهد.

اول می‌خواستم دانشگاه را با بنتک مقایسه کنم بعد دیدم اصلا در حد مقایسه نیست. حس خوبی که به کار جدیدم دارم به من انگیزه و انرژی و اعتماد به نفس برای رویارویی با هر مسئله جدیدی را می‌دهد. فعلا برای آینده دور برنامه ندارم ولی برای چند سال برنامه و فهرست کارهایی دارم که دوست دارم در بنتک به انجام برسانم اگر که شرکت هم مایل به ادامه این همکاری باشد.

و در نهایت همان طور که آقای محمد زمانی در تجربه تغییر شغلشون نوشتند:

“و تقدیر… تقدیر ما را به سمت اتفاقاتی هدایت میکند که ما هیچ انتظاری نسبت به آن‌ها نداشتیم.” انسان در جستجوی معنا- دکتر فرانکل

 

اگر دوست دارید به اشتراک بگذارید

برای لحظه‌ای مکث و اندیشیدن

ایمیل‌تان را وارد کنید تا تازه‌ترین نوشته‌های پایافرین به دستتان برسد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *